👈 فروشگاه فایل 👉

اخلاق عملى و الگوهاى آن

ارتباط با ما

... دانلود ...

اخلاق عملى و الگوهاى آن

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

دسته بندی : وورد

نوع فایل :  word (..doc) ( قابل ويرايش و آماده پرينت )

تعداد صفحه : 7 صفحه

 قسمتی از متن word (..doc) : 

2

‏اخلاق عملى و الگوهاى آن

‏يكى از دانش‏‏‏هاى مفيد، علم ‏«‏اخلاق‏‏»‏ است. اين واژه، جمع‏‏«‏خلق‏‏»‏ است‏‏‏به معناى خوى، طبع، سجيه و عادت. موضوع اين علم رفتار و كردار آدمى است. همه عالمان و دانشوران‏‏‏و فيلسوفان از روزگاران كهن تا به امروز به اين رشته از دانش،علاقه و دل بستگى داشته‏‏‏اند و هر يك به نحوى در باب آن سخن‏‏‏گفته‏‏‏اند. اما اخلاق بر دو نوع است: نظرى و عملى. اخلاق نظرى‏‏‏در باره پايه‏‏‏ها و مبانى اخلاق، مفهوم تكليف اخلاقى و مسائلى ازاين دست، بحث مى‏‏‏كند ; يعنى مباحثى كه مستقيما به فعل اخلاقى‏‏‏مربوط نمى‏‏‏شود، اما اخلاق عملى مستقيما به خود عمل مربوط است،انجام عمل احسان، پرهيز از دروغ، غيبت، بهتان، احترام به پدرو مادر و مسائلى از اين قبيل كه به قصد قربت انجام مى‏‏‏شود درحوزه اخلاق عملى است. آن چه كه براى شخص مومن ارزش‏‏‏مند است اخلاق عملى است، زيرا تاعمل خير با نيت‏‏‏خالص، انجام نگيرد، رشد و كمال و فلاح محقق‏‏‏نخواهد شد. هرچه ما در باره اخلاق و يا عرفان نظرى تفحص كنيم،جز انبوهى از اطلاعات و معلومات چيزى نصيبمان نخواهد شد، زيراكه قلب و دل ما از آن‏‏‏ها بى‏‏‏بهره است فقط چاقى و فربهى ذهن،صورت گرفته است. اين سخن به معناى بى‏‏‏ارجى و بى‏‏‏منزلتى عرفان و اخلاق نظرى نيست،چرا كه آن هم در جاى خود مغتنم است، بلكه سخن در راه نجات ومسير رشد و برآمدن انسان است. شك نيست كه جمع بين اخلاق نظرى وعملى، بسيار پسنديده است و آدمى را مسلط مى‏‏‏كند، اما تقيد برعمل و سلوك در مسير اخلاق عملى است كه انسان را از دره‏‏‏هاى‏‏‏هولناك دنيا و آخرت، نجات مى‏‏‏دهد. سالك در مسير اخلاق عملى، به دنبال الگو است تا بتواند از اوسرمشق بگيرد و طى طريق نمايد. در مكتب ما چهارده معصوم پاك‏‏‏عليهم السلام بهترين الگو براى سلوك و گام زدن در وادى اخلاق‏‏‏عملى هستند; همان‏‏‏هايى كه خداوند متعال آنان را پاك گردانيد وسپس اسوه قرار داد. از اين رو است كه در اين مقاله، اشاره‏‏‏اى‏‏‏كوتاه به اين الگوهاى اخلاق عملى مى‏‏‏افكنيم. در كلمات قصار امام على بن ابى طالب (ع) در نهج البلاغه آمده

3

‏‏‏است كه امام مى‏‏‏فرمايد: ‏«‏من نصب نفسه للناس اماما فليبدابتعليم نفسه قبل تعليم غيره و ليكن تاديبه بسيرته قبل تاديبه‏‏‏بلسانه و معلم نفسه و مودبها احق بالاجلال من معلم الناس ومودبهم; هر كه خود را پيشواى مردم خواهد، بايد كه پيش از ادب‏‏‏كردن ديگران به ادب كردن خود بپردازد و بايد كه ادب كردن‏‏‏ديگران به كردار باشد، نه به گفتار. كسى كه آموزگار و ادب‏‏‏كننده خويش است، سزاوارتر به تعظيم است، از آن كه آموزگار وادب كننده مردم است.‏»‏

‏امام صادق (ع)

‏امام صادق (ع) فرمود:‏«‏شيعيان ما وقتى كه در كوچه و بازار راه مى‏‏‏روند و مردم آن‏‏‏ها رامى‏‏‏بينند به ما رحمت و درود مى‏‏‏فرستند‏»‏ و معناى شيعه اين است كه‏‏‏اين‏‏‏ها با عمل ديگران را درس مى‏‏‏دهند نه اين كه در گفتار خوب‏‏‏صحبت كنند، حرف بزنند، وعظ و پند و موعظه بدهند، اما به قول‏‏‏خواجه شيرازى: ‏«‏چون به خلوت مى‏‏‏روند آن كار ديگر مى‏‏‏كنند‏»‏. از امام صادق يا امام باقر عليهما السلام پرسيدند: معنى اين‏‏‏آيه چيست؟ ‏«‏اتقوا الله حق تقاته‏‏»‏ امام فرمود:‏«‏يطاع و لا يعصى; فرمان خدا را ببرد و عصيان خدا را نكند‏»‏.

‏موسى و خضر

‏در يك داستان كه در سوره كهف آمده است داستان خضر و موسى است‏‏‏كه حضرت موسى (ع)، بالاى بلندى ايستاده بود و مردم را موعظه‏‏‏مى‏‏‏كرد، بنى اسرائيل پاى صحبتش نشسته بودند، حضرت نگاهى به اين‏‏‏جمعيت انداخت، حالتى به او دست داد، فرشته وحى نازل شد، باديدن اين جمعيت‏‏‏به خود باليدى، بايد هنوز درس بياموزى حركت‏‏‏كن. موسى حركت كرد، در كنار صخره‏‏‏اى مشاهده كرد كه دور صخره‏‏‏همه‏‏‏اش سبز و خرم است و مردى نشسته است، بعد از سلام و احوال‏‏‏پرسى گفت: پيش شما آمده‏‏‏ام كه تعليمم بدهى، چيزى ياد بگيرم.اولين سؤالم اين است كه: يا خضر! چه كردى به اين مقام‏‏‏رسيدى كه من بايد شاگردى تو را بكنم؟ در جواب گفت: معصيت‏‏‏خدارا نكردم، آن چه گفت عمل كردم و از محرمات پرهيز نمودم. واقعااگر انسان نافرمانى خدا را نكند به مقامات بالايى مى

3

‏‏‏رسد. در دل آدمى دو چيز با هم جمع نمى‏‏‏شود: هم خدا و هم هواى نفس.چطور امير المؤمنين (ع) در اين دعاى صباح مى‏‏‏فرمايد: خدا نكنداين پرده‏‏‏ها دور دل مرا گرفته باشد. آيا حجاب‏‏‏ها دور دل مرانگرفته است آيا خود علم، حجاب نيست؟ مگر علم تنها انسان راآدم مى‏‏‏كند.ضرب المثلى است كه مى‏‏‏گويند:‏«‏ملا شدن چه آسان، آدم شدن چه‏‏‏مشكل‏‏»‏، برخى از بزرگان هم اين ضرب المثل را اين گونه گفته‏‏‏اندكه:‏«‏عالم شدن چه مشكل، آدم شدن محال است‏‏»‏. حضرت امام ره‏‏‏ضرب المثل را از قول استاد عرفان خود، مرحوم آية الله شاه‏‏‏آبادى،تكرار مى‏‏‏كردند. چرا عالم شدن مشكل است؟ چون همين علم‏‏‏باعث‏‏‏بدبختى انسان مى‏‏‏شود كه چرا به من آية الله نگفتيد، چرامرا جلو نينداختيد، چرا او جلو افتاد و زد و برد، چرا من عقب‏‏‏مانده‏‏‏ام؟ اين حجاب‏‏‏ها است كه انسان را بيچاره مى‏‏‏كند.

‏نامه يك معلم اخلاق

‏جوانى به معلم اخلاقى نامه‏‏‏اى نوشته بود و از او خواسته بود كه‏‏‏براى قدم برداشتن در راه كمال چه عملى انجام دهد؟ جواب نامه‏‏‏داده شد، بعد از دريافت نامه به منزل ما آمد، گفتم: آيا عطشت‏‏‏مرتفع شده؟ گفت: نه، من نامه نوشتم، ولى جواب خيلى مختصر بود.گفتم چه بود؟ گفت: جواب اين جمله بود: راه رسيدن به كمال دوچيز است: تعبد و تجنب; يعنى انسان عبادت خدا را بكند و ازگناه پرهيز بكند، همين و بس. من شرفياب محضر مبارك آن عارف و آن معلم اخلاق شدم و عرض كردم:شما جواب نامه را به اختصار نوشته‏‏‏ايد. فرمود: چه نوشته‏‏‏ام؟ من عين عبارت نامه را خواندم. فرمود: همين است،غير از اين چيز ديگرى نيست. البته اصل اين سخن از مرحوم‏‏‏مير داماد است و به ملا صدرا در همان جلسه اول گفت: راه رسيدن‏‏‏به كمال، فقط بندگى حضرت حق است.

‏اخلاق‏‏‏هاى عملى در كربلا

👇محصولات تصادفی👇

پاورپوینت درباره كارگاه آموزشي آشنايي با روشهاي صحيح مطالعه ويادگيري پاورپوینت استرس و بهداشت روانی در محیط کار دانلود پاورپوینت معایب تغییر اقلیم تحقیق رشد توریسم دانلود پاورپوینت راز مثلث برمودا